|
×× به لوح دلم خوش آمدید × قدمتون روی چشم ××
|
مرحوم حجت السلام وجدانی فخر می گوید:
« بعد از ظهر عاشورایی به قبرستان « حاج شیخ ( قبرستان نو) » در قم رفته بودم که دیدم مرحوم علامه طباطبایی(ره) در گوشه ای از قبرستان هستند.
برای عرض ارادت نزدیک شده و عرض سلام و ادب کردم. آن بزرگ چند بار از سوز و گداز به من فرمودند:
« آقا وجدانی! می دانید امروز چه روزی است؟! » عرض کردم:
« بله؛ امروز عاشوراست. »
فرمودند: « می بینی همه دنیا، موجودات، آسمان، زمین و جمادات ـ همه ـ در حال اشکِ خون ریختن و گریستن بر حضرت سیدالشهدا علیه السلام هستند؟! »
متعجب شده و دانستم که ایشان خبر از حقایق هستی می دهند. در همین حال، ایشان خم شده و سنگی از زمین برداشته، آن را به سان سیبی با دست از وسط شکافتند و میان آن را به من نشان دادند.
با چشمان خودم، در میان سنگ، خون دیدم! و ساعتی با بهت و حیرت غرق مشاهده آن بودم. وقتی به خود آمدم، متوجه شدم که علامه از قبرستان رفته اند و من در تنهایی به نظاره آن سنگ خونین جگر مشغولم! »
ازمرحوم علامه طباطبایی(ره)نقل کرده اند که:
« روزی در مسجد کوفه نشسته و مشغول ذکر بودم، در آن بین یک حوریه بهشتی از طرف راست من آمد، و یک جام شراب بهشتی در دست داشت، و برای من آورده بود و خود را به من ارائه می نمود .
همین که خواستم به او توجهی کنم، ناگهان یاد حرف استادم، مرحوم قاضی افتادم، که فرموده بود، چنانچه در بین نماز و یا قرائت قرآن و یا در حال ذکر و فکر برای شما پیش آمدی کرد، و صورت زیبایی را دیدید، توجه ننمایید و دنبال عمل خود باشید.
به همین دلیل من نیز توجهی نکردم، آن حوریه برخاست و از طرف چپ من آمد و آن جام را به من تعارف کرد، باز من توجهی ننمودم، و روی خود را برگرداندم، آن حوریه رنجیده شد و رفت. »

خبر تلخ و شیرین درگذشت عالم دانای راز، عارف خدای آشنا، رهنمای راه یافته، عاشق باریافته و پیرو دلباخته اهل بیت علیهم السلام، زخمی جانگزا بر نهاد دلها نهاده انبوهی را در سوگی سترگ نشاند.
باور کثیری از مردمان این بود و هست که او درگذشت، رفت و تمام شد.
باوری سخت شکننده و به همان اندازه دور از صواب.
چنین شخصیتی اگرچه مرغ جان از قفس جسم رها ساخت اما به یقین نمرد و نمی میرد و اساسا مردان حق را با مردن چه کار؟
باید گفت وفات کرده اما نه، رحلت، ارتحال و بالاتر از همه شهادت یافته است.
آری شهادت!
حق دارید بپرسید چرا؟
و اینکه از کجا چنین می گویم؟
البته بر این گفته، سندی مستند و حجتی موجه دارم؛ از کسانی که سالهاست با وی دمساز و مانوسند و اکنون بیش از همیشه.
چنین شخصیتی اگرچه مرغ جان از قفس جسم رها ساخت اما به یقین نمرد و نمی میرد و اساسا مردان حق را با مردن چه کار؟
روایتی درربار از امام عارفان و امیر مؤمنان علیه السلام بشنوید که می فرماید:
«والمیت من شیعتنا صدیق شهید؛ صدق بامرنا و احب فینا و ابغض فینا یرید بذلک الله عز و جل (تاویل الآیات الظاهرة، ص 642)
مرده شیعه ما صدیق و شهید است از آن رو که امر ما را تصدیق و به خاطر ما دوستی و دشمنی نموده است و از این کار خود، خدای عز و جل را اراده کرده است.»
سندی دیگر نیز از فرمایشات گرانبار رسول مهر و رحمت، حضرت ختمی مرتبت نیز برایتان می آورم:
"هر كس با محبت آل محمد بمیرد، شهید مرده است، آمرزیده مىشود، با توبه و ایمان كامل مىمیرد، فرشته مرگ او را به بهشت مژده مىدهد و قبرش زیارتگاه رحمت الهى مىشود..."( محدّثى، برگ و بار، ص 59.)
این را همه شنیده ایم و می دانیم که ایشان در طول حیات بهجت زای خود پیوسته سر ارادت بر آستان اهل بیت علیهم السلام داشت و دست توسل به دامنشان در می زد.
می گفت و عمیقا به این گفته باور داشت که:
« از محبّت اهل بیت (علیهم السلام) نباید دست برداشت، همه چیز توی محبّت است، اگر چیزی داریم از محبّت است ». [به سوی محبوب:122]
در خانه دلش جز محبت خدا و اهل بیت علیهم السلام راه نداشت.
این را هر صبح و شام از خدا تمنا می کرد:
«خدا کند این توجه و ارادت و محبت به اهل بیت (علیهم السلام) در دلهای ما باقی بماند و با محبت آنها از دنیا برویم ». [در محضر بهجت:1/334]
و می بینیم که تیر این تمنا و دعا اینک به نیکویی به هدف اجابت نشسته است.
« محبّت صادقانه این است که محبّتِ مخالف در آن نباشد. هر کس به هر کدام از این چهارده معصوم (علیهم السلام) محبّت داشته باشد، کارش تمام است. فقط شرطش این است که محبّتش راست باشد ».[نکته های ناب: 74]
او با این کهولت عمر،هر روز با نهایت ادب به محضر مقدس حضرت معصومه علیهاالسّلام شرفیاب مى گردید و با خضوع فراوان در برابر ضریح مطهر مى ایستاد و زیارت عاشوراى حضرت ابا عبد الله الحسین علیه السّلام را بر لب زمزمه میکرد
ضمیر ایشان با ولایت امیرالمؤ منین علیه السلام عجین بود و قلبش با ولای اولادشان خو گرفته.
زیارت عاشورى هر روزه، برپایی مجلس سوگواری امام حسین علیه السلام در هر جمعه، حتّى در ایّام كسالت و بیماری،زیارت پر رمز و راز بعد از طلوعین در مرقد و بارگاه امام رئوف، حضرت ثامن الحجج، علیه السلام، در ایام تابستان و...گواه روشن این مدعاست.
پس دریافتیم که ایشان مخاطب و مصداق بارز این گونه روایتهاست.
حال اگر آن کریمه نورانی را فرا یاد بیاورید که درباره شهداء می فرماید:
«... َاحْیاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یرْزَقُونَ »( آنان زندهاند، و نزد پروردگارشان روزی داده میشوند.) آل عمران/169
آنگاه تصدیق می کنید که ایشان اگر چه از این سرای خاکی رخت بر بسته و به سرای ابدیت پیوسته است اما اینک از هر زنده ای زنده تر است.
برگرفته: تبیان
ای صنم دلنواز، ای دو جهان عز و ناز گشته به پیشت دراز، دست سلمان عشق
شیخ الفقها والمجتهدین حضرت آیه الله العظمی محمدعلی اراکی(ره)
برای بزرگنمایی روی تصویر کلیک کنید
- ولادت: 1312 ق.
- وفات: 1415 ق.
- محل ولادت: اراک
- محل تحصیل: اراک، قم
- محل دفن: قم
- اساتید: حضرات شیخ عبدالکریم حائری، سید محمدتقی خوانساری، آقا نورالدین اراکی و...
- شاگردان: شهید مهدی شاهآبادی، شیخ علی پناه اشتهاردی و...
- تالیفات: حاشیه برالعروة الوثقی و...
ویژگی ایشان در طول 35 سال تدریس، پرهیز از زیاده گویی بود. اعتقاد داشت که طالب عالم باید قبل از حضور در درس، مطالعه کند. در زمان حیات استاد خود، آیتالله سید محمدتقی خوانساری، تواضع روح بزرگش اجازه نداد بر کرسی تدریس بنشیند و پس از رحلت آن جناب، به درخواست شاگردان به تدریس خارج فقه و اصول پرداخت. ایشان درس و بحث را به چشم عبادت مینگریست و میفرمود: «اصل همه صلاحها تهذیب است و علم اگر توام با تهذیب نباشد، مفید نخواهد بود.» و با وجود آنکه زمام مقام در دستش بود ولی زیر بار مرجعیت نمیرفت.
قلبی رئوف و مهربان داشت. هر که از او التماس دعا میکرد، خود را موظف میدید که برایش دعا کند و برای همین اسم آن شخص و پدرش را میپرسید.
در قنوت نافله شبهای جمعه دعای کمیل را میخواند و هنگام تشرف به حرم ائمه اطهار (ع) زیارت جامعه را از اول تا به آخر در حال قیام و بکاء میخواند، گاه یک ساعت زیارت او طول میکشید ولی با آن قد خمیده و پیری و ضعف مزاج شدید ابداً احساس خستگی نمیکرد.
آیتالله العظمی اراکی علاقه عجیبی به سادات داشت و با آن مقام بلند علمی میفرمود: «من عبد عبید کلیه سادات هستم.» بارها او را دیده بودند که سر قبری میرود و فاتحه میخواند. پرسیدند: «آیا از خویشان است؟» فرمود: «نه، صاحب این قبر داستانی از منقبت علی علیهالسلام برایم تعریف کرده و بر من حق پیدا کرده است!»
آیتالله العظمی بهجت در روز ارتحال آن مرجع یگانه فرمودند: «ارتحال آیتالله محمدعلی اراکی در این زمان و این شرایط مانند این است که پنجاه مرجع تقلید در یک زمان از دنیا رفته باشند.»
برگرفته: تبیان

بسیاری از افراد از خود میپرسند: از كجا بدانیم اهل دنیاییم یا آخرت؟ آیا دنیاگرایان و اهل آخرت نشانهای دارند؟ در روایات بسیاری اوصاف این دو گروه ذكر شده است. یكی از این احادیث قدسی (1) را شیخ حسن بن ابوالحسن بن محمد دیلمی، در كتاب ارشاد القلوب، از حضرت امیرالمؤمنین علی علیهالسلام روایت كرده كه حضرت فرمود: رسول خدا صلی الله علیه و آله، در شب معراج از خداوند سؤال كرد: ... خداوندا! اهل دنیا كداماند و اهل آخرت كدام؟
خداوند فرمود: اهل دنیا كسی است كه زیاد بخندد، زیاد بخوابد، زیاد خشمناك بشود، كمتر راضی باشد، به هر كس بدی كند، از او معذرت نخواهد و هر كس از او معذرت بخواهد، آن را قبول نكند. هنگام اطاعت خداوند كسل است؛ ولی موقع ارتكاب گناه شجاع و جری است. آرزوهای دور و دراز دارد، در صورتی كه مرگش به وی نزدیكتر است. از نفس خود حساب نمیكشد، زیاد حرف میزند، ولی نفعش به مردم كم است. از خدا نمیترسد، ولی هنگام مشاهده غذا، شاد و خندان میشود. بدان كه اهل دنیا هنگام رفاه و وسعت رزق، خداوند را شكر نمیكنند، مردم را به چیزهایی دعوت میكنند كه خودشان ندارند و بدیهای دیگران را به رخشان میكشند.
پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) عرض میكند: خداوندا! غیر از این عیبها، آیا در اهل دنیا خوبی هم هست؟ خداوند میفرماید: ای محمد! عیوب اهل دنیا زیاد است. در وجود آنها جهالت و حماقت هست و در مقابل كسی كه به آنها تعلیم میدهد، تواضع نمیكنند و در نفس خود، خود را عالم میدانند؛ ولی آنها در نزد عرفا جاهلاند.
ای احمد! اما اهل آخرت؛ سیمای آنها نرم و مهربان است، حیایشان زیاد است، كمتر حماقت دارند، نفعشان به مردم زیاد است و مكر و كیدشان كم، مردم از جانب آنها در امان هستند، ولی خود آنها از مردم رنج میبرند. سخنانشان سنجیده و حساب شده است. همیشه از خود حساب میكشند و به نفس خود رنج میدهند و آن را سرزنش میكنند.
چشمانشان میخوابد؛ ولی دلهایشان بیدار است. اغلب از خوف خدا گریه میكنند و همیشه به ذكر خداوند مشغولاند. وقتی كه كاتبان اعمال مردم غافل را مینویسند، آنها را ذكرگویان مینویسند. در اول استفاده از نعمت، خدا را حمد میگویند و در آخر هم شكر میكنند. همیشه دعای آنها به سوی خداوند صعود میكند و سخنان آنها مسموع میباشد. ملائكه به وسیله دعای آنان در زیر حجابهای ملكوتی شاد و خرماند.
خداوند دوست دارد همیشه سخنان آنها را بشنود؛ همان طور كه پدر از شنیدن صدای فرزندش خوشش میآید. حتی در یك چشم به هم زدن هم از خداوند غافل نیستند. نه به طعام زیاد علاقه دارند و نه به زیاد حرف زدن و نه به زیادی لباس. همه مردم در نزد آنها مرده هستند، فقط خداوند است كه در نزد آنها زنده است و بخشندهای است كه هرگز نمیمیرد. به كسانی كه از آنها روگردان شوند، كرم میكنند و هر كس به آنان رو آورد، محبت بیشتر مینمایند. دنیا و آخرت در نزد آنها یكی است (یعنی آنها دنیا را فقط برای آخرت میخواهند). (2)
پینوشتها:
1. حدیث قدسی، حدیثی است كه از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و ایشان از خداوند جل علا برای ما روایت كردهاند؛ به تعبیر دیگر حدیث قدسی، آن بخش از سخنان خداوند است كه جزء آیات قرآن نیست.
2. كلیات حدیث قدسی، ص 394.
برگرفته : تبیان
گاهی نمیشود که نمیشود.
گاهی هزار دوره دعا بی استجابتست.
گاهی نگفته قرعه به نام تو میشود.
گاهی گدای گدایی وبخت نیست.
گاهی تمام شهر گدای تو میشود.
میلاد با سعادت پیامبر بزرگ خدا حضرت عیسی بن مریم (علیه السلام)برتمامی مسیحیان
جهان بویژه هموطنان عزیز مسیحی
مبارک

نوزدهم آذر ۳۹ بهار ازعمرم گذشت ووارد چهلمین سال زندگیم شدم.
واقعا چه زود گذشت درکودکی فکر میکردم انسان به ۴۰ سالگی که برسه دیگه پیر شده.....
محاسنم که سفید شده ولی متاسفانه دلم سیاهه هیچ چیزی برای دفاع درپیشگاه خداوند رحمان که
خوب انسانی بوده ام ندارم..... افسوس که قدر جوانی وشادابی آن دوران را ندانستم وبیهوده هدر دادم.
دیگه صدای مرگ رو میشنوم چون موهای بنا گوشم همه سفید شده ونشانه ای ازنشانه های مرگ
است ولی کو درس عبرت.....
هنوز هم فکر میکنم دهها سال دیگه زنده ام ولی مرگ از هر چیزی به انسان نزدیک تر است...
آنقدر افرادی بهتر از من بوده اند وحالا زیر خروارها خاک آرمیده اند..
به همسروفرزندانم که نگاه میکنم لذت میبرم که خدایا شکر صالحند..
همسرم که نمونه اخلاق ورفتار است وهمیشه یاورم بوده وحمایتم کرده ...
پسر ۱۱ ساله ام محمد دانش آموز سال اول راهنمایی که خیلی دوستش دارم.
پسر دومم علی که یکسال ونیمشه خیلی شیرینه فدایش شوم...
خدایا شکرت
التماس دعا